تبليغاتX
رنگارنـــــــــگ
شهر ؛ شهر فرنگه ... از همه رنگه... ای مرده شور فرنگ رو ببرند!

Download Movie 300

لینک دانلود فیلم ۳۰۰ رو میتونید با کلیک روی URL زیر بدست بیارید.
البته میدونید که این فیلم هنوز روی پرده سینما های آمریکاست. (منظورم اینه که با کیفیت عالی نیست)

Download Movie 300 Link

 

+ نوشته شده در  Sun 18 Mar 2007ساعت 12:54 PM  توسط علی | 

 

تو شرکت مايکروسافت يه قسمتي وجود داره به اسم "عيب يابي تلفني و مشاوره". هر کسي مشکلي راجع به کامپيوتر و برنامه هاي کامپيوتري داشته باشه به اين مرکز زنگ ميزنه و از اون ها راهنمايي ميخواد...

فرض رو بر اين ميزاريم که هر کسي که با کامپيوترکار ميکنه از يه دانش ابتدايي نسبت به اين دستگاه برخورداره، اونم تو انگليس ...

 

مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مرکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست

مرکز : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري
: يک کامپيوتر سفيد...


مشتري : سلام، من "سلين" هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز
: سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري
: آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز
: اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري
: نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد


مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟


مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري
: سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start
کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!


مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : "نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم" من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...


مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم
مرکز
: آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري
: نه.


مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy
که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.


مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري
: کار نمي کنه.
مرکز
: دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F
رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...


مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز
: مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري
: نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز
: کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري
: باشه.
مرکز
: کيبورد با شما اومد؟
مشتري
: بله
مرکز
: اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!


مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟


یک مشتری  نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز
: شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري
: بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز
: ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.


مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري
: Netscape
مرکز
: اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer


مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!


مرکز : مرکزخدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد
چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز
: آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word
کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟


مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري
: من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز
: خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a
رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟


یه خانمی با مرکز مشاوره CANON در مورد مشکلی که برای پرینترش پیش اومده تماس میگیره .

 

مرکز: آیا شما تحت ویندوز ( زیر پنجره ) پرینترتون رو راه اندازی کردین؟

مشتري:  نخیر! میز من کنار در ورودیه! جاش هم خیلی مناسبه! البته این آقایی که همکارمه و کنارم روی یه کارتون مقوایی زیر پنجره نشسته، پرینترش خیلی خوب کار میکنه!!!


این یکی یه کم زشته من همینطور به زبان اصلی میذارمش (خودتون با انگلیسی آشتا هستیر که ایشالا)

TS:  "Okay Bob, let's press the control and escape keys at the same time.
  That brings up a task list in the middle of the screen.
  Now type the letter "P" to bring up the Program Manager."
C:  I don't have a P.
TS:  On your keyboard, Bob.
C:  What do you mean?
TS:  "P".....on your keyboard, Bob.
C:  I'M NOT GOING TO DO THAT!

 

Note: ( Pee = Pissing )  

+ نوشته شده در  Thu 1 Mar 2007ساعت 7:23 AM  توسط علی | 

This poem was nominated poem of 2005
Written by an African kid, amazing thought :
"When I born, I Black, When I grow up, I Black,
When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black,
When I sick, I Black, And when I die, I still black...
And you White fellow,
When you born, you pink, When you grow up, you White,
When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue,
When you scared, you yellow, When you sick, you Green,
And when you die, you Gray...And you call me colored???.. ......."
 
اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2005 شده.
توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره :
 
وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم،
وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم،
وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم...
و تو، آدم سفيد،
وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي،
وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي،
وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي،
و وقتي مي ميري، خاکستري اي...
و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟

+ نوشته شده در  Thu 1 Mar 2007ساعت 4:40 AM  توسط علی | 
 

زن : تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن ... ؟

مرد : ... حق با تو هست چون عقل من سر جاشه ... !!! 


زن : ... اگر مرد متأهلی تو خواب ببینه که مجرده تکلیف چیه ؟

مرد: ... هیچی ... وقتی از خواب پا میشه مأیوس میشه ... !!!


ديگه هيچ وقت پيشم نيا ، به من زنگ نزن ، sms نذار! به علت ديابت دكتر گفته : فکر خوردن عسل رو از سرم بیرون كنم!


زندگي مال تو، مرگ مال من ؛ رهايي مال تو، گرفتاري مال من ؛ شادي مال تو، غم مال من ؛ همه دنيا مال تو، ولي تو مال من!



تو كار نداري، زندگي نداري، برنامه نداري، شب و روز نداري، خواب و خوراك نداري، يكسره تو قلب مني!


ترکه به زنش ميگه اگه بچه مون پسر بود اسمه بابا منو روش ميزاريم اگه دختر بود اسم بابا تو رو !

 


غضنفر می ره جبهه. تفنگو می زاره پشت سر عراقیه. می گه اگه تکون بوخوری با لگد می زنمت!


خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. آسوده باش ولي بيخيالي نكن. حرف بزن ولي وراجي نكن... دوستت دارم........... ولي پورو نشو !!!.


قامتت چون سرو، چشمانت چون آهو، گيسوانت چون آبشاران، ابروانت چون كمند......

 خلاصه هيچ چيزت به آدميزاد نرفته!!!


جیک جیک جیک جیک جیک جیک جیک جیک جیک جیک جیک...
یه جیک اضافه کن..... بفرست برای جوجه ی بعدی .( ستاد سرشماری جوجه های آخر پاییز)


از يه زن ميپرسن: فرق تو با حوا چيه؟ ميگه هيچي... فقط شوهر اون آدم بود، شوهر من آدم نيست!؟


در مسابقة اسب دواني يك نفر صد هزار دلار روي اسب شمارة 28 شرط‏بندي كرد و اتفاقاً برندة 500 هزار دلار شد. مسئول برگزاري مسابقه از او پرسيد: چطور اين همه پول رو روي اسب شمارة28 شرط‏بندي كردي؟ گفت: ديشب خواب ديدم كه دائماً جلوي چشمم يك عدد 6 و يك عدد 8 مي‏آد. مسئول برگزاري پرسيد: 6 و 8 چه ربطي به 28 داره؟ گفت: مگه شيش هشت تا 28 تا نمي‏شه؟

 


- بيمار گفت: دكتر! اينقدر گوشم سنگين شده كه صداي سرفه خودم رو هم نمي شنوم. دكتر گفت: خب بلندتر سرفه كن!



يارو تو انتخابات كانديد ميشه، بعد كه راي ها رو ميشمرن، ميبينه سه تا راي آورده. شب ميره خونه، خانومش در جا يكي مي‌خوابونه تو گوشش، ميگه: ميدونستم پاي يك زنه ديگه هم وسطه!


- از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره، اليزابت تاي لُر، لُره و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر !!!


خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد ... و
خوشبخت ترين دختر كسيست كه آخرين عشق يك پسر باشد


 

دستت رو بکن تو موهات .. يه تارش رو بگير دستت ... همونو  به يک دنيا نمي دم!!!

 


از مهندس عمران مي پرسن نظرت درباره ي ساختمان بدن چيه ؟
ميگه : نما کاريش عاليه حرف نداره
فقط يه عيب داره اونم اين که پذيرايي و دستشويي با همه !!!


يه تيكه آهن محكم روي پاي يه اصفهاني ميفته داد ميزنه ميگه آااااااااااااخ كفشم


 

ترکه نظر ميکنه اگه دانشگاه قبول بشه مادرشو پياده بفرسته کربلا

 


 

ترکه رو مي‌خوان اسگل کنند رو يه برگه چک جلوی مبلغ مي‌نويسن: خدا تومن و میدن بهش...
بعد مي‌بينن ترکه داره گوني گوني از بانک پول مياره بيرون!!!...
تحقيق ميکنن مي‌بينن رييس بانک لره
!

 


 گرگه خونین و مالین داشته میرفته... بهش میگن چی شده؟؟
میگه رفتم در خونه شنگول منگول،  گفتم: منم منم مادرتون...
از بخت بد بابای کورشون در رو باز کرد.


ببخشید اگه این آخری یه خورده زشته...

 

شکم دختر همسايه که آمد به جلو  .......... يادم از کرده خويش آمد وهنگام درو
گفتم اي بخت, بخوابيدي و خورشيد دميد ..........  گفت بايد ز عقب ميزدي احمق! نه جلو


 

+ نوشته شده در  Thu 1 Mar 2007ساعت 4:25 AM  توسط علی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
punked در زبان انگلیسی یعنی کسی رو سر کار گذاشتن لطفا در مورد اینکه چرا اسم پانکی رو انتحاب کردم دیگه سوال نکنید. اما در مورد خودم:..
من 28 سالمه و ساکن روستای منچستر در 207 مایلی ولایت لندن از منطقه خودمختار انگلستان هستم.
به همین دلیل چنانچه نقطه ضعفی در این وبلاگ ملاحظه میفرمایید با عنایت به روستایی بودن و کمبود امکانات وبلاگ نویس؛ به بزرگواری خودتون ببخشید!
مخلص همگی هستیم! نظر یادتون نره ...

نوشته های پیشین
آبان 1388
تیر 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
مرداد 1387
آذر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
آرشیو موضوعی
سرگرمی
جوک و طنز
SMS و Offline
متن های نویسنده
پیوندها
دانلود موزیک های توپ
دانلود موزیک های جدید
جوجه جوکر
یه بلاگ توپ واسه خوش تبپ ها
بری این تو عمرا بیای بیرون
دل سپرده
وبلاگ بازها
الهه ی شب
وبلاگ علی قنبری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان